۱۳۹۸ جمعه ۳ خرداد
گفتگو با هنرمند شاعری كه بر بالین بیماران پرستاری میكند!!
   

 

با خبر شدیم که یکی از پرستاران جوان بخش داخلی 1 ، کتابی از مجموعه اشعار خود تحت عنوان (( در آستانه فردا)) به چاپ رسانیده اند ، به خدمت ایشان رسیدیم تا گفتگوی کوتاهی با این عزیز داشته باشیم.

* در ابتدا مختصری از خودتان بگویید ؟

- سارا پناهی هستم ، متولد سال 1364 در جهرم که در سال 1391 در مقطع کارشناسی پرستاری ازدانشگاه آزاد جهرم فارغ التحصیل شده ام.

* با وجود اینکه شما در حرفه پرستاری مشغول به خدمت رسانی هستید ، چطور شد که به شعر روی آوردید؟

- من از سال ها قبل شعر را می شناسم در واقع پیش از آن که پرستار شوم شاعر بوده ام.

* شاید در باور عموم حرفه پرستاری به علت اینکه جز مشاغل سخت محسوب می شود ، احساسات و عواطف  افراد در زیر لایه های زیادی پنهان می ماند ؟ در این مورد چه نظری دارید؟

ـ به نظر من احساسات و عواطف هر انسانی به ذات، شخصیت و سرشت او باز می گردد. لیکن اعتقاد من بر این است که پرستاری جزء آن دسته از مشاغل مقدس است که به دلیل ارتباط نزدیک با جان انسان ها، حس بشر دوستانه و عواطف و احساست افراد را به طرز شگفت آوری تحت تأثیر بیشتری قرار می دهد.

* چرا اين عنوان را براي كتاب  خود انتخاب كرديد؟

ـ تنها به این دلیل که در آستانه­ی فردا ـ یعنی شروع ،نگاه به آینده و افق های تازه.

- چند وقت است که شعر می گویید؟چه فعالیت هایی تا بحال داشته اید؟

ـ از کودکی به شعر علاقه داشته و زمینه ایجاد علاقه من این بود که در سن 4 سالگی پدرم با عشق، صبر و حوصله­ی فراوان مرا به سرودن شعر تشویق می کرد و اشعار حافظ را برایم می خواند و من نیز در آن سن و سال بیش از دو سوم اشعار دیوان حافظ را حفظ بودم و بالاخره در سن 6 سالگی اولین جرقه های سرودن شعر را در ذهن کودکانه ام احساس می کردم اما به طور جدی شروع فعالیت های من بر می گردد به سال 1377 که در این زمینه تا به حال فعالیت های بسیاری داشته ام که در اینجا بسنده می کنم به :

ـ رتبه برگزیده بیستیمن جشنواره­ی فرهنگی ـ هنری ـ دانش آموزان سراسر کشور ـ مرداد ماه 81

ـ رتبه برگزیده­ی بیست و یکمین جشنواره­ی فرهنگی ـ هنری دانش آموزان سراسر کشور ـ مرداد ماه 82.

ـ عضور انجمن شعر شهرستان جهرم ـ عضو انجمن شاعران استان فارس و همکاری با مجلات و روزنامه های مختلف در این سال ها.

*شعر شما بیشتر در چه سبکی است؟

ـ غزل ـ مثنوی ـ چهار پاره.

*آخرین کتابی که خواندید ؟نویسنده و شاعر محبوب شما کیست؟

ـ از ترمه و تغزل برگزیده اشعار حسین منزوی ـ برگزیده­ی اشعار قیصر امین پور و کتاب اندیشه های زیبا از گوته، شاعران بسیاری هستند که اشعارشان را دوست دارم به عنوان مثال: قیصر امین پور ـ محمد علی بهمنی ـ فریدون مشیری ـ  اخوان ـ احمد شاملو و بسیاری دیگر...

-جمله یا شعری که همیشه ورد زبانتان است؟

ـ نگاه کن! از آغوش آخرین باران              هوای تازه­ی خورشید می رسد به مشام

*-چه کسانی در این راه به شما کمک کردند؟

ـ از ابتدای کودکی پدرم و در  ادامه مادر و خواهرم صمیمانه یاری ام کردند.

-- شخصیت محبوب  شما  کیست  چرا وبه چه دلیل؟

ـ پدر و مادرم محبوب ترین شخصیت های زندگی ام هستند نه تنها به این دلیل که والدینم می باشند، پدرم محبوب ترین من است زیرا از او یاد گرفتیم همیشه به توانایی های خود ایمان داشته باشم، اعتقاد به این که می توانم هر چیزی را که اراده کنم به دست بیاورم. و مادرم محبوب ترین من است به این دلیل که به من آموخته است همیشه از خداوند متعال بهترین ها را بخواهم و با تمام وجود تلاش کنم، من ایستادگی در برابر مشکلات را از مادرم آموخته ام.

*در نوجوانی چه آرزویی داشتید و آیا نسبتا به آرزو هایتان رسیده اید؟

ـ انسان همیشه سرشار از آروزهاست و من آن دسته از افرادم که آرزوهای زیادی را در هر مقطع از دوران زندگی ام داشته و همچنان نیز دارم آری اکنون که به گذشته می نگرم در می یابم که به بسیاری از آرزوهای دوران نوجوانی ام دست یافته. اما همچنان برای دستیابی به بسیاری از آرزوهایم در تلاش هستم.

*دنیا را چگونه می بینید؟

ـ هرگز نمی شود کتمان کرد که دنیا مجموعه ای از خوبی ها و بدی ها است اما خوب می دانم که دنیای ما آدم ها مجموعه ای از رفتار خودمان است اگر یاد بگیریم با مهربانی و با صداقت در سرتاسر مسیر زندگی مان قدم برداریم بی شک پنجره ای باز خواهیم کرد به سمت با طراوت ترین گندم زارها. به سمت حرارت خورشید و ستاره باران آسمان.

* اولین شعری که گفتید یادتان است وبرای چه کسی بود؟

ـ شاید جالب است بدانید اولین شعری که گفتم مربوط می شود به 6 سالگی ام و برای نقاشی از شکل طوطی بود که توسط خواهرم کشیده شده بود شعری با کلامی کاملاً کودکانه که در همان روزها مادرم آن را در دفتر خاطرات کودکی ام یادداشت کرد.

* بهترین خاطره در دوران کارتان؟

ـ چون با عشق و علاقه کار می کنم هر لحظه از کارم خاطره ای است در دفتر ذهنم.

*كتابي در دست نوشتن داريد؟

ـ بله ـ درحال گردآوری مجموعه اشعار دیگری نیز می باشم.

* و آخرین کلام

- و آخرین کلام را با جمله ای از مولایمان حضرت علی (ع) به پایان می رسانم:

 داروی تو در وجود توست و درد تو نیز از توست و آن را نمی شناسی خویش را جرمی کوچک می شماری اما جهانی بزرگ در تو پیچیده است تو آن کتاب مبین هستی که حرف های آن پنهانی ها را آشکار می کند.

ضمن تشکر از خانم پناهی که وقت خود را دراختیار ما قرار دادند ، با آروزی آینده ای درخشان همراه با روزهایی سرشار از موفقیت  و امید ایشان را به خداوند منان می سپاریم.

تاریخ:
1393/06/02
تعداد بازدید:
464
منبع:
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
آدرس پست الکترونیکی شما
شماره تلفن
توضیحات
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
دانشگاه علوم پزشکی جهرم
دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی
كليه حقوق اين پايگاه متعلق به دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني جهرم مي باشد.
Powered by DorsaPortal